لحظه های بی تکرار از کودکانه ی دردانه ام آرتین خان

1

اولین دیدار با دردانه ام

در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم. مادرم مرا بوسید و گفت : نمی توانی عزیزم!! گفتم می توانم، من تو را از پدرم و خواهرم بیشتر دوست دارم. مادر گفت یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی ... نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم، ولی خوب که فکر می کردم مادرم را بیشتر دوست داشتم. معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم ... بزرگتر که شدم عاشق شدم ... خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم ... ولی وقتی پیش خودم گفتم کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته قلبم این مادر بود که انتخاب شد ... سالها گذشت سالها گذشت و یکی آمد ... یکی که تمام جان من بود، همه ي عمر من بود ... ه...
26 مهر 1392

ماه عشق

– سمبل: باکره – عنصر: خاک – سیاره: عطارد – عضو آسیب پذیر: سیستم عصبی – روز اقبال: چهارشنبه – اعداد شانس: ۳ و ۵ – سنگ خوش یمن: یاقوت کبود – رنگ: سبز – گل: بنفشه – حیوان: سگ کوچک – گربه ...
23 مهر 1392
1